يحيى السهروردي ( شيخ اشراق )
20
مجموعه مصنفات شيخ اشراق
پديدههاى زمينى مدخليت دارند . وشيخ اشراق آياتي نيز در تأييد اين دخالت ، ذكر وتأويل كرده است . در قاعدهى چهارم ( بندهاى 77 - 78 ) بقاى نفس پس از مرگ تن اثبات شده وبعد ، تناسخ ابطال گرديده است . در قاعدهى پنجم ( بندهاى 79 - 83 ) لذت وألم وكمال نظري وعملي نفس ناطقه انساني ورد نظر ماديون در انكار لذات روحاني ، وتوجيه سعادت وشقاوت يا لذت وألم اخروى كه به گونهى روحاني است نه مادي ، مطرح شده ودر ضمن آن با استناد به آيات ، براي آدمي دو نوع ولادت قائل شده است : يكى اين جهانى كه زندگى مادي موقت ، در پى دارد وديگرى مرگ كه ولادت كبرى است ومايهى حيات ابدى روحاني . در قاعدهى ششم ( بند 84 ) كيفيت تمايز نفوس از يكديگر وواجب تعالى وعقول بحث شده است وشيخ اشراق در اين باره مىگويد كه نفوس با بدىها ونيكىهايى كه هر يك ، در حيات مادي كسب كردهاند ، از يكديگر متمايزند واز عقول به اختلاف حقايق . وعقول ونفوس از واجب ، به امكانشان متمايزند ودر همين قاعده چگونگى اين موضوع كه واجب وعقول نه متصلاند به اين عالم ونه از آن جدايند ، روشن شده است . در قواعد بعد ( بندهاى 85 - 88 ) چگونگى اطلاع نفوس انساني بر أمور غيبى كه بر اثر توجه به نفوس فلكى است ، وچگونگى حصول علم وكمالات نظري وعملي نفس آدمي واثر عقل فعال در اين مورد ، توضيح داده شده است . در قاعدهيى ( بند 80 ) مفهوم حديث « من مات فقد قامت قيامته » توضيح داده شده ودر قواعد بعد ( بندهاى 90 - 100 ) مباحث مربوط به تقسيم « نور » به عارضى ومجرد وستايش « هورخش » وكيفيت وشرايط وامكان دريافت أنوار عقلي واشراقات الهى با اشاره به « خره » و « كيان خره » وفريدون وكيخسرو از شاهان داستانى إيران كه به كيان خره نايل شدند ، تأويل برخى از آيات از جهت انطباق با نفس ناطقه وقوى وتوانايىهايى معنوي فوق العادهى آن در صورت ارتباط با أنوار مجرد ، ولزوم تفكر در اسرار هستى ونظام متقن الهى در آسمان وزمين ، مطرح شده است . كتاب با اين اشاره كه نفس خليفهى الهى در زمين است وتوصيه به خصوص به پادشاهان كه اين خلافت را قدر دانند وبه نيكى بكوشند ، با دعايى پايان مىيابد . شيخ اشراق الألواح العمادية را به عربى نوشته وخود آن را به فارسي برگردانده است چنان كه در مورد هياكل النور چنين است . متن فارسي آن از روى تنها نسخهى